rasht
۱۳۹۶ شنبه ۲۵ آذر
صفحه اصلی ورود اعضا
جایگاه شورای شهر در مدیریت شهری

از زمان‌ مشروطه‌ تاکنون‌ ایده‌ تشکیل‌ شوراها تقریباًهمیشه‌ در گفتمان‌ سیاسی‌ ـ اجتماعی‌ ما جریان‌ داشته‌است‌ گاه‌ کم‌ رنگ‌ و گاه‌ پر رنگ‌، دغدغه‌ اصلی‌ مردم‌ ماچانه‌زنی‌های‌ سیاسی‌ ـ اجتماعی‌ برای‌ تشکیل‌ شوراها بوده‌است‌، شوراهای‌ کارگری‌، روستایی‌، شوراهای‌ محلات‌ و...اما در کشاکش‌ مسایل‌ اجتماعی‌، سوای‌ چند تجربه ‌محدود، بیشتر تلاش‌ جامعه‌ بر تشکیل‌ شوراها صرف‌ شده‌است‌ و لابد نسل‌ ما قدمی‌ فراتر رفته‌ است‌ که‌ از دلواپسی‌تشکیل‌ شورا به‌ درآمد، و به‌ استقرار شورا‌ می‌اندیشید. باشکل‌گیری‌ شوراها یکی‌ از اصول‌ نظام‌ مردم‌سالاری‌جمهوری‌ اسلامی‌ تحقق‌ یافت‌، اصلی‌ که‌ پس‌ از سال‌هاحکومت‌ استبدادی‌ شاهنشاهی‌ با پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌در قانون‌ اسلامی‌ گنجانده‌ شد و پس‌ از گذشت‌ دو دهه‌ ازپیروزی‌ انقلاب‌ در صدر برنامه‌ نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ قرارگرفت‌.
حضور پر شکوه‌ و قدرتمند مردم‌ در شوراهای‌کشوری‌، بیانگر تداوم‌ انقلاب‌ و حرکت‌ اصولی‌ دولت‌ درراستای‌ توسعه‌ همه‌ جانبه‌ کشور بوده‌ اما هنوز تا تحقق‌کامل‌ مشارکت‌ گسترده‌ و فراگیر مردم‌ و نهادینه‌ شدن‌حضور آنها راهی‌ تقریباً طولانی‌ پیش‌رو داریم‌.
برای‌ پیمودن‌ همین‌ راه‌ باید بپذیریم‌ که‌ اولاً شوراهابراساس‌ اصل‌ هفتم‌ قانون‌ اساسی‌، یکی‌ از ارگان‌ کشورند وموجودیت‌ آنها الزامی‌ است‌، تعطیل‌ شدن‌ شوراها به‌ منزله‌تعطیلی‌ رکنی‌ از ارکان‌ کشور است‌، همچنان‌ که‌ تعطیلی‌ارگان‌ دیگر نظام‌ (ریاست‌ جمهوری‌، مجلس‌ شورای‌اسلامی‌ و...) خلاف‌ قانون‌ اساسی‌ است‌. ثانیاً سازمان‌عمومی‌ و غیر دولتی‌ ـ است‌ و در حوزه‌ انتخابی‌ خود تحت‌مدیریت‌ هیچ‌ یک‌ از مراجع‌ یا ادارات‌ حکومتی‌ قرار ندارد و تصمیمات‌ آنها (در حدود اختیارات‌ قانونی‌ شوراها)حتی‌ برای‌ سازمان‌های‌ کشوری‌ نیز لازم‌الاتباع‌ است‌.
از دیدگاه‌ نظری‌ شورای‌ شهر یکی‌ از عناصر سیستم‌مدیریت‌ شهری‌ محسوب‌ می‌شود از این‌ رو بحث‌ و بررسی‌در مورد نقش‌ و عملکرد آن‌ نخست‌ نیازمند ارایه‌ تصویری‌از مفهوم‌ و مشخصات‌ عمده‌ سیستم‌ کلان‌ مدیریت‌ شهری‌و عملکرد مورد انتظار از آن‌ است‌ در واقع‌ ابتدا لازم‌ است‌روشن‌ شود که‌ از کلیت‌ سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ چه‌عملکردهایی‌ انتظار می‌رود تا بتوان‌ در این‌ چارچوب‌ ومتناسب‌ با اقتضائات‌ ناشی‌ از آن‌ جایگاه‌، نقش‌ وعملکردهای‌ عناصر ذی‌ربط‌ و از جمله‌ شورای‌ شهر راتعیین‌ کرد. با وجود تنوع‌ مفهومی‌ مدیریت‌ شهری‌ ـ که‌ریشه‌ در نوع‌ نگرش‌های موجود به‌ این‌ موضوع‌ دارد ـمی‌توان‌ تأکید بر «جامعیت‌ و فراگیری‌ سیستم‌ مدیریت‌شهری‌» را به‌عنوان‌ فصل‌ مشترک‌ و عام‌ تعاریف‌ ارایه‌ شده‌ در رویکردهای‌ جدید استنتاج‌ و معرفی‌ کرد در این‌ مفهوم‌مدیریت‌ شهری‌ باید تمام‌ سیستم‌ شهری‌ اعم‌ از فضای‌کالبدی‌ و عملکردی‌ آن‌ را تحت‌ پوشش‌ قرار دهد. مفهوم‌مدیریت‌ شهری‌ چنان‌ گسترده‌ و پیچیده‌ است‌ که‌ به‌هیچ‌وجه‌ نمی‌توان‌ شهرداری‌ را با وظایف‌ کنونی‌اش‌ معادل‌مدیریت‌ شهری‌ دانست‌. مدیریت‌ شهری‌ مترادف‌ است‌ باهمه‌ بازیگران‌ عرصه‌ حیات‌ شهر، به‌ این‌ ترتیب‌ همه‌بخش‌ها و نهادهای‌ مسئول‌ اداره‌ امور مختلف‌ شهر اعم‌ ازامور فرهنگی‌، اجتماعی‌، آموزش‌ و پرورش‌، اوقات‌فراغت‌ ، بهداشت‌ عمومی‌، توسعه‌ کالبدی‌، امنیت‌ و نظم‌محلی‌، زیر ساخت‌ها و تجهیزات‌ شهری‌ و ... تحت‌ پوشش‌سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ قرار می‌گیرند.
بر این‌ اساس‌، شورای‌ شهر نیز به‌عنوان‌ عنصرسیاستگزار، تصمیم‌گیر و با اندکی‌ تسامع‌ قانونگذارمدیریت‌ در سطح‌ محلی‌، باید از خصلت‌ جامعیت‌ وفراگیری‌ برخوردار بوده‌ و بتواند وظایف‌ سیاستگزار ونظارتی‌ خود را نسبت‌ به‌ تمام‌ امور شهر و سازمان‌های‌ذی‌ربط‌ ایفا نماید. اما در عین‌ حال‌ کمیت‌ و کیفیت‌ این‌خصلت‌ تحت‌ تأثیر سه‌ عامل‌ زیر تعدیل‌ شده‌ و برحسب‌جوامع‌ مختلف‌، اشکال‌ متفاوت‌ می‌یابد. این‌ عوامل‌عبارت‌اند از: ساختار حکومت‌ و میزان‌ تمرکزگرایی‌، سطح‌توسعه‌یافتگی‌ و شکل‌گیری‌ و تکامل‌ جامعه‌ مدنی‌.
ساختار و شیوه‌ حکومت‌ در زمینه‌ مباحث‌تمرکزگرایی‌، فدرالیسم‌ و توزیع‌ قدرت‌ در سطوح‌ مختلف‌حکومت‌ اولین‌ عامل‌ مؤثر در چگونگی‌ مدیریت‌ محلی‌ ومیزان‌ اختیارات‌ و قدرت‌ تفویض‌ شده‌ به‌ آن‌ است‌. درنظام‌های‌ متمرکز، سازمان‌های‌ محلی‌ ضعیف‌ و فاقداختیارات‌ لازم‌ هستند، وظایف‌ آنها محدود است‌ و اغلب‌وظایف‌ عمرانی‌ و خدماتی‌ بر عهده‌ وزارتخانه‌هایی‌ است‌که‌ یا در سطح‌ محلی‌ عمل‌ می‌کنند و یا از طریق‌سازمان‌های‌ تابع خود در سطح‌ محلی‌ به‌ اعمال‌ قدرت‌ وانجام‌ امور می‌پردازند در نظام‌های‌ متمرکز فرض‌ بر این‌است‌ که‌ مردم‌ و نمایندگان‌ آنان‌ صلاحیت‌ لازم‌ را برای‌اداره‌ امور محلی‌ خود ندارند و به‌ همین‌ دلیل‌ معمولاًحکومت‌ متمرکز، تشکیلات‌ و مقررات‌ حاکم‌ برسازمان‌های‌ محلی‌ و روسای‌ آنها را خود منصوب‌ می‌کند.
نظام‌ عدم‌ تمرکز شیوه‌ای‌ که‌ در آن‌ امور ملی‌ توسط‌سازمان‌های‌ مرکزی‌ و امور محلی‌ توسط‌ سازمان‌های‌محلی‌ انجام‌ می‌گیرد و آنها در سطوح‌ مختلفی‌ همچون‌استان‌، شهرستان‌، شهر و روستا در حد مقررات‌ قانونی‌ به‌ایفای‌ نقش‌ می‌پردازند. در این‌ نظام‌ها بیشتر امور محلی‌توسط‌ نهادهای‌ منتخب‌ انجام‌ می‌گیرد و شوراها،انجمن‌ها، کمیته‌ها و مأموران‌ اصلی‌ معمولاً از طریق‌انتخابات‌ برگزیده‌ می‌شوند سازمان‌های‌ محلی‌ ازاختیارات‌ تشکیلات‌، بودجه‌ و وظایف‌ خاص‌ خود بهره‌مند هستند و محدوده‌ وظایف‌ و اختیارات‌ آنها به‌موجب‌ قوانین‌ اساسی‌ یا عادی‌ تعیین‌ می‌شود و نوعی‌نظارت‌ از سوی‌ سازمان‌های‌ ملی‌ بر آنها وجود دارد.
روشن‌ است‌ که‌ شوراهای‌ شهر در هر یک‌ از شیوه‌های‌حکومتی‌ فوق‌ از جایگاه‌ و اختیارات‌ ویژه‌ای‌ برخورداربوده‌ و بنا به‌ دلایل‌ ساختاری‌ نمی‌توانند عملکردی‌ خارج‌از حدود تعیین‌ شده‌ توسط‌ حکومت‌ مرکزی‌ داشته‌ باشند.دومین‌ عامل‌ مؤثر بر کیفیت‌ و جامعیت‌ عملکرد شورای‌شهر، سطح‌ توسعه‌یافتگی‌ کلان‌ ملی‌ و خرد محلی‌ جامعه‌شهری‌ مورد نظر است‌. توسعه‌ در مفهوم‌ جدید و جامع‌خود که‌ متضمن‌ توسعه‌ پایدار و انسانی‌ است‌ در واقع‌ منابع‌و پتانسیل‌های‌ بالقوه‌ بهبود سطح‌ زندگی‌ شهروندان‌ وارتقای‌ عملکرد سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ و شورای‌ شهر رادر سه‌ زمینه‌ عمده‌ امنیت‌ و رفاه‌ عدالت‌ اجتماعی‌ ومشارکت‌ اجتماعی‌ شهروندان‌ فراهم‌ می‌سازد. در واقع‌ هرچه‌ سطح‌ توسعه‌یافتگی‌ یک‌ جامعه‌ شهری‌ بالاتر باشد،سیستم‌ مدیریت‌ شهری‌ آن‌ نیز از پتانسیل‌ بیشتری‌ برای‌ارایه‌ وسیع‌تر و کامل‌تر خدمات‌ شهری‌ برخوردار است‌ وبر منابع‌ پایدارتری‌ متکی‌ خواهد بود.
سومین‌ عامل‌ مؤثر بر کیفیت‌ و جامعیت‌ عملکردشورای‌ شهر، شکل‌گیری‌ و تکامل‌ جامعه‌ مدنی‌ است‌ که‌ به‌مثابه‌ یک‌ عامل‌ زمینه‌ساز و تسهیل‌کننده‌ برای‌ ارتقای‌عملکرد کلیت‌ سیستم‌ مدیرت‌ شهری‌ ایفای‌ نقش‌ می‌کند.جامعه‌ مدنی‌ جامعه‌ای‌ است‌ متشکل‌ از گروه‌های‌ آزادی‌،داوطلبانه‌، مستقل‌ و خودگردان‌ که‌ با هدف‌ پیشبرد منافع‌،علایق‌ و سلیقه‌های‌ افراد عضو تشکیل‌ می‌شوند. مجموعه‌این‌ گروه‌ها براساس‌ قواعد و مقررات‌ مشخص‌، شفاف‌ وروشن‌ در شبکه‌ای‌ از روابط‌ مبتنی‌ بر مسالمت‌جویی‌،اخلاق‌ مدنی‌، مدارا و تساهل، همزیستی‌ و همکاری‌ بایکدیگر به‌ حیات‌ خویش‌ ادامه‌ می‌دهند. با پذیرش‌ این‌مبنا مدیریت‌ شهری‌ مدیریتی‌ از بالا به‌ پایین‌ نیست‌ ومشارکت‌ شهروندان‌ در اداره‌ امور شهر جزء لاینفک‌ آن‌است‌. مدیریت‌ شهری‌ باید وظایفی‌ را برعهده‌ گیرد و انجام‌دهد که‌ افراد عضو آن‌ یعنی‌ تمام‌ شهروندان‌، آن‌ رامی‌خواهند و می‌پذیرند. با این‌ تعابیر شورای‌ شهر نهادی‌مدنی‌ است‌ که‌ متشکل‌ از نمایندگان‌ منتخب‌ شهروندان‌ بوده ‌و اداره‌ همه‌جانبه‌ امور شهری‌ توسط‌ سازمان‌های‌ مسئول‌ راهدایت‌ و نظارت‌ می‌کند.
جامع‌نگری‌ یادشده‌ در تعیین‌ وظایف‌ و اختیارات‌شورای‌ شهر مبتنی‌ بر طرز تلقی‌ جدیدی‌ است‌ که‌ ایده‌جامعه‌ مدنی‌ از مفهوم‌ شهر پدید آورده‌ است‌. شهر تنهامجموعه‌ای‌ کالبدی‌ مرکب‌ از ساختمان‌ها، راه‌ها و فضاهای‌باز شهری‌ نیست‌، شهر موضوع‌ مرکزی‌ و اساسی‌ در تعیین‌سرنوشت‌ انسان‌ معاصر است‌، شهر جایگاه‌ فرد است‌ و دراداره‌ آن‌ باید وظایفی‌ مورد تأکید قرار گیرد که‌ در نتیجه‌ آن‌،شهروندان‌ فضای‌ کافی‌ برای‌ ابراز عقیده‌ گفتگو، تشکیل‌ وعمل‌ را داشته‌ باشند؟
بر این‌ اساس‌ از یک‌ سو میزان‌ موفقیت‌ شورای‌ شهر درانجام‌ وظایف‌ و گسترش‌ حیطه‌ اختیاراتش‌ تحت‌ تأثیرشکل‌گیری‌ و درجه‌ تکامل‌یافتگی‌ ایده‌ و مولفه‌های‌ جامعه‌مدنی‌ و انعکاس‌ عملی‌ آن‌ در رفتار نهادهای‌ شهری‌ وشهروندان‌ است‌ و از سوی‌ دیگر عملکرد خود شورای‌ شهرمی‌تواند عامل‌ مؤثر در فرآیند مدنیت‌ جامعه‌ شهری‌ باشد.

 

مینو پرتوی دیلمی

کارشناس اداره روابط عمومی

1396/07/05
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
پل هاي ارتباطي شما با شهرداري
سامانه پيام كوتاه:  1000000137
ايميل : Info@rasht.ir
پيام گير : 137
Powered by DorsaPortal